در باب عذرخواهی اکانتهای بیزینسی در شبکه‌های اجتماعی

ایجاد اکانت بیزینسی در لینکدین، توییتر و بقیه شبکه‌های اجتماعی و رصد محتوای مرتبط با بیزینس و پاسخگویی و دلجویی بسیار هم پسندیده است.

عذرخواهی

اما بعد از چند اقدام مهم:

 اول فراهم آوردن مرکز تماس همیشه برخط(یا حداقل در زمان مناسب برخط)، مطلع، دلسوز، پیگیر و خوش اخلاق (افرادی که در شبکه‌های اجتماعی نارضایتیشون رو اعلام می‌کنند عموما ابتدا تلاشهای نافرجام زیادی برای ارتباط موثر با مراکز تماس داشتند).

دوم وجود فرآیند دریافت موارد گزارش شده از مرکز تماس و انتقال به واحدهای مرتبط جهت بررسی، رفع و پاسخگویی به مخاطب در زمان معقول.

در کنار این دو مورد جمع‌بندی نظرات پرتکرار و تلاش برای رفع همیشگی مسئله، چرخه دریافت بازخورد و کاهش اون در طول زمان رو کمتر و کمتر می‌کنه.

اگر هر کدام از این سه قدم به درستی اجرا نشه (یا اصلا اجرا نشه) شاهد عذرخواهی خواهی‌های مداوم اکانتهای بیزینسی در شبکه‌های اجتماعی هستیم.

نگاهی نوگرا به موضوعی قدیمی

دغدغه‌ای که می‌خوام ازش صحبت کنم بعد از خوندن کتاب #تفکر_طراحی در کسب و کار از انتشارات #آریانا_قلم دست داد، نگاهی نوگرا به موضوعی قدیمی

متدها، دستورالعمل‌ها و ساختاربخشی‌های جدیدی هر روز به دامنه ادبیات موضوعی کاری ما وارد میشن و سعی می‌کنن موضوعات رو از زوایای دیگری نگاه کنند و به بیان ابعاد عنوان نشده موضوع بپردازن.

در تحلیل و طراحی سیستم و مسیر توسعه محصول، هر شرکت و یا بهتر بگم هر تیمی براساس دانش و تجربه بنیان گذارانش روالهای کاری رو ترتیب میده و متدها و ابزارهایی رو برای پیشبرد کارش انتخاب می‌کنه و خوب البته که در طی مسیر بسته به آموزه‌های جدید به اصلاحاتی اکثرا مختصر در بعضی قسمتها هم اقدام میکنه، در بیشتر تیم‌ها هم خروجی‌های یکسانی به لحاظ کیفیت دیده میشه.

این روزها هم کتابها و نوشتارهای زیاد و نوبه‌نویی منتشر میشه که نویسندگان اون سعی کردن بهترین روشهای حل مسئله رو از دید خودشون و براساس تجربیاتشون به رشته تحریر بگذراند. این موضوع باارزشی هست، اما با ارزش‌تر از اون وقتیست که ما بیاموزیم چطور در فرآیند جاری سازمانی و تیمی خودمون بتونیم از ایده‌های جدیدی که شاید بهش فکر نکردیم به درستی استفاده کنیم. بعضا با خوندن یا شنیدن یک تفکر جدید علاقمندیم به صورت احساسی دست به اصلاحات اساسی بزنیم و یا مایوسانه به کناری میگذاریمش و به مسیر قبلی برمی‌گردیم.

هیچ بهترین راهی برای اصرار وجود نداره و همیشه بهترین راه، راهیست که برای شرکت، تیم و خودتون بهینه سازیش کرده باشید.

توجه به جزئیات نقطه تمایز ما !

برای من که سالهاست در فضای توسعه محصولات نرم‌افزاری کار می‌کنم توجه به محصولات و خدمات غیرنرم‌افزاری  هم خالی از لطف نیست. امروز فرصتی دست داد و به باغ کتاب رفتم و چندساعتی در فضای کتابفروشی و لوازم التحریری به لذت دیداری و خرید گذروندم. کیف لپ تاپم سنگین بود و به شدت به شانه‌ام فشار می‌آورد و فکر نمی‌کردم با این وضع بتونم زمان زیادی رو بین قفسه‌های کتاب بگذرونم، اما در کنار در ورودی کتابفروشی کمدهای قفلداری برای قرار‌دادن وسایل همراه مشتریان گذاشته شده بود و من با لبخندی به پهنای صورت کیفم رو در یکی از کمدها گذاشتم و ساعتی رو با آسودگی به دیدن و خرید کتاب گذروندم. علاوه بر این قفسه های عریض و طویل کتابها می‌تونست گیج‌کننده باشه اگر پلاکاردهای دسته بندی موضوعی کتابها که از بالای قفسه ها با فونت بزرگ آویزان بود کمک رسانی نمی کرد. این دو مورد بخشی از ریزه‌کاریهای خوبی بود که در یک خدمت به ظاهر ساده‌ی فروش کتاب تجربه‌ی شیرینی رو برام به همراه آورد.

میخوام بگم فرقی نمی‌کنه کجا و در چه موضوعی مشغول کار هستیم، توجه به جزئیات اون چیزی هست که می‌تونه کار حتی تکراری ما رو به یک تجربه خاص برای کاربرامون تبدیل کنه.

 

۱۰ تجربه و یادآوری کاری من

پایان سال ۹۹ نزدیکه و دوست دارم برای یادآوری خودم هم که شده ۱۰ تیتر اصلی از تجربه‌های کاری ۱۰ ساله‌ام رو بنویسم، این ۱۰ تیتر حقیقتا می‌تونه به چندین ده تیتر هم تبدیل بشه ولی در مجال فعلی به همین تعداد بسنده می‌کنم:

۱- پیش از ورود به هر کاری (و هر شرکتی) هدف و یا هدفهای چندماهه، یکساله و چندساله خودم رو مشخص کنم و متمرکز در جهت اون اهداف حرکت کنم.

۲- اصل اول در هر کاری خود کار هست یعنی به درستترین حالتی که بتونم کار رو انجام بدم.

۳- اصل دوم در هر کاری ایجاد ارتباطات مناسب کاری هست چه با همکاران، چه با فعالین حوزه کاری در سایر شرکتها و چه حتی رقبا.

۴- برقراری بالانس مناسب بین گزینه‌های ۲ و ۳ اصل لازمیست که جزو سخت‌ترینهاست.

۵- به صورت مداوم در حال یادگیری باشم، چه از راه شنونده بودن چه از راه مطالعه و چه از راه تجربه، بنابراین خیلی مهم که در معرض آدمهای مناسب، نوشته‌های مناسب و تجربه‌های مناسب قرار بگیرم.

۶- تعادل بین زندگی شخصی و زندگی کاری در طولانی مدت چیزیه که اگه رعایتش نکنی از یه جایی به بعد حسهای منفی سنگین و عمیقی رو برات میاره و بعضا جای جبران برات نمیذاره پس تعادل رو فراموش نکن به هر شکلی که شده.

۷- در مورد خواسته‌هات شفاف و روشن و به موقع صحبت کن و خواسته‌های دیگران رو هم تلاش کن به همین شکل بشنوی، گفتگو کلید حل بسیاری از مشکلات.

۸- از یه جایی به بعد موضوع برندسازی شخصی رو جدی بگیر مواظب باش دیر نشه.

۹- در سبد تصمیم گیریت تعداد مناسبی تصمیمات پرریسک، کم ریسک و محافظه‌کارانه رو داشته باش.

۱۰- یک اصل اختصاصی ویژه برای همجنسانم اینه که درست هست مسئوولیتهای غیرکاری که خانمها دارن و فرهنگ جامعه‌ای که در اون زندگی می‌کنیم موانع طبیعی رشد ماست اما حقیقتا ما خانمها برای رشد و پیشرفت و اعتمادسازی به یک ثبات فکری و رفتاری در مسیر کاریمون احتیاج داریم و دوست دارم روی این موضوع متمرکزتر باشم و باشیم.

 

سفر در جاده های بی نشان

به این جمله بدیهی آگاهیم که توسعه محصول جدید نیاز به خلاقیت داره… اما آیا به همون بدیهی می پذیریم که خلاق بودن، سفر در جاده های بی نشان است؟


در مسیر توسعه محصولات جدید، بیشترین تصمیمات ما برپایه حقایق شدیدا نادرست یا ناکافی گرفته میشن و نکته جالب اینکه ما می دونیم چه حقایقی رو نیاز داریم و شیوه رسیدن به اونها چطوره اما … اما وقت و پول کافی نداریم!


پس این میشه که در اولین زمان ممکن با حداقل پولِ ممکن برای عقب نموندن از رقبا در جاده های بی نشان شروع به حرکت می کنیم، ماجرا به اینجا ختم نمیشه و شاید از همه اینها بدتر میتونه زمانی باشه که بر پایه حقیقتی دانسته پا در جاده بذاریم و در میانه راه متوجه بشیم که اون موضوع دیگه حقیقت نیست!


بپذیریم خلاقیت، ریسک به همراه داره و پذیرش ریسک رو با درک شهودی و یا همون شمّ درکِ مطلب مخلوط و توشه راهمون در جاده های بی نشان توسعه محصولات جدید کنیم.